مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
949
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
او والى خراسان مىنمود - ابو مسلم را از جنگ با چين بازداشت . ابو مسلم كوشيد تا زياد را كشت و سرش را نزد ابو العباس فرستاد و به دو نامه نوشت و از وى خواستار اجازهء سفر حج گرديد و پنج هزار تن از مردان برجستهء خويش را برگزيد و پيشاپيش روانه كرد و ابو داود را در خراسان جانشين خويش گردانيد . چون به رى رسيد نامهاى از ابو العباس به دو رسيد كه سپاهيانش را در رى به جاى نهد و خود با پانصد مرد به نزد وى روانه شود . ابو مسلم به ابو العباس نامه نوشت كه من مردمان بسيارى را كشتهام و بر جان خويش امان ندارم مگر اينكه در پناهى نيرومند باشم . ابو العباس به دو نامه نوشت كه با هزار مرد بيا . هنگامى كه ابو مسلم به حيره رسيد ابو العباس به همراه بنى هاشم و ديگر سرداران عرب و موالى او را پذيره شد و در مهربانى و لطف نسبت به وى بسيار كوشيد و از كارهاى او سپاسگزارى كرد . ابو جعفر ، ابو العباس را به كشتن ابو مسلم اشارت كرد ، اما او گفت : « اى برادر ! تو دانى كه او را نزد ما چه پايگاهى است و چگونه به كارهاى ما كمر بسته و در دولت ما چگونه پيشينهاى دارد . » ابو جعفر گفت : « در سر او . . . [ 1 ] و از دولت ما و روزگار ما بدانجا كه بايد برسد ، رسيده است . تو بر او چاشت بخور پيش از آنكه او بر تو شام بخورد . » ابو العباس گفت : « چاره چيست ؟ » گفت : « چون بر تو وارد شد سرش را با سخن گرم كن تا من از پشت گردنش را بزنم . » ابو العباس گفت : « تو دانى هر چه خواهى بكن . » ابو مسلم براى سلام نزد ابو العباس آمد و ابو العباس به پرسيدن از جنگها و چارهگريهاى او آغاز كرد . ناگهان حالتى در وى پديد آمد كه او را از تصميم قبلى خويش بازداشت و به يكى از چاكران خويش گفت : « به ابو جعفر بگو آن كار را نكند . » سپس به ابو مسلم گفت : « اگر ابو جعفر ، فرزند برادرش را به اميرى حاجيان برنگزيده بود تو امير حاجيان بودى . » ابو جعفر روانه گرديد و ابو مسلم در پيشاپيش او بود تا رسيدند به صفينة ، كه جايى است ميان بستان و ذات عرق . آنجا خبر مرگ ابو العباس را به او دادند و او رفت و با مردم حج گزارد و به حيره بازگرديد . خبر شورش عبد الله بن على ، بر ابو جعفر چون ابو العباس درگذشت ، عبد الله بن على مدعى خلافت شد و مردم شام و جزيره با او بيعت كردند و آن بدين گونه بود كه ابو العباس چون كار خلافتش آشكار شد
--> [ 1 ] متن اندكى افتادگى دارد .